ديوانگي ...


 

 

اين روزها آدم توی تک تک دقيقه ها می ميرد -
و دقيقه ها - نعش کش های بی غل غشی هستند  که
زير بار جنازه ای بد بو -
لهيده به جلو می خزند - هنوز .

-

مچاله شده - کند و پيوسته -
آدم خيال می کند -
حضور زمان توی گلوی روز -
انگار - اين روزها -
خشکيده است .


موهن