ديوانگي ...


 

قرار است دوباره دلمان بهانه ي هندوستان را بگيرد ؟
و توي اين خيال باطل ...مثل هميشه ... هي پارو بزند و بادبان بر كشد ؟ پارو بزند و پارو بزند و بادبان بر كشد  ...

-

نگاهش كن ... !

دوباره صابون مالانده -  برپا زده – سيخ – ايستاده است !

ارغواني شده از شرم بي مجادله اي كه دچارش است  ...

مبهوت ... بيچاره ... وا مانده ...

 

دلم براي دلم مي سوزد !

 

 

-

 

جلادي بي رحم حكم ران قبيله ي تازه ايست ...

پس حواست باشد ... و بدان ...

دزد هم كه نباشي ... دست بسته بدار  !

 

 


موهن