کليک -!-

تصوير تو که آمد ... رفتم !
رفتم به گذشته ...
دوباره روبه روی پنجره و آفتاب داغ و باد سرد دريچه های سرما زا -
-
تو می رفتی و من حسرت نيامدنم را با خيالها و سالهای نيامده گريه می کردم ...
شب از هيجان اشک می لرزيدم و گوشه ی پتو را که گاز می زدم - دندان هايم غش می رفتند ... لختی که می گذشت داغ می شدم و مرگ ... باز ... می آمد تا مرا نرم زيستن کند ... /.
براستی از کجا می آمد ... کدامين خاطره ای مرا سوق می داد تا مزه مزه اش کنم ...

*
هميشه از کودکی ... کنجکاوی رفتن ... دلم را خيش می زد !
چه بازی عجيبی بود ... آن هنگام که چمدانم را آرام می بستم ... لباس می پوشيدم ...
و مادر ... آن جسم سنگين و خسته - تمام بسته هايم را باز می کرد و بازی نا تمام می ماند ...  تا شب خودم را در هرم گرم بستر - خيس عرق کنم و چندی بعد -کنار پنجره ای سرد - مردن را به رويای خواب شبانه ام ... هديه دهم ...

+
تصوير تو که دوباره آمد - باز آمدم !
دهان گشادت را در روح خسته ات ديدم ...
ديدم که می خواهی سينه ای در يابی و پستانهای گرم آرامش را بمکی ...
من ديدم ... که سالها پيشتر رفته ام و تو - آنهنگام - هنوز - گنداب شهوتی بيشتر نبوده ای

/ 5 نظر / 24 بازدید
hoseyna

فقط يه ذره می فهمم/به هر حال هنوز از دست من ناراحتی؟

j

خيليها رو ديدم که برا هزارمین بار رو يه ايکون لينک يا فايل کليک ميکنن و ميرن به گذشته ! تو رو چی کليک کردی ؟

j

اين قضيه يعنی باختن پشت سر هم به خنگها داشت عقده ايم ميکرد ! تا اينکه بعدها رازش رو فهميدم ! اونا موقع بازی اصلا به فکر حرکات حريف نبودن و فقط به خودشون و مهره های خودشون توجه ميکردن چون اصلا توان اينکه بتونن به بازی حريف هم توجه کنن نداشتن ! ولی باهوشها بيشتر از اينکه به فکر بازی خودشون باشن به بازی و مهره های حريف نگاه ميکنن و حتی تا شش هفت حرکت حريف رو پيش بينی و تحلیل ميکنن ! برا همينه که خنگهای با تاکتيک ساده رو نميشد گول زد ولی تيزهوشها رو ميشه ! اصولا آدمهای نوع اول هيچوقت مردم رو از بالا نگاه نميکنن و هميشه با خنده و خوشی فرو نگريستن رو تکرار ميکنن - شاید راز تاکيد نيچه به فرو نگريستن هم همين باشه البته شايد - وقتی کسی آدمها رو از بالا نگاه ميکنه نميتونه خوب زندگی کنه نميتونه آسوده و طبيعی زندگی کنه / من که از بالا بد نگاه میکنم مجبورم درست فرو نگريستن رو ياد بگيرم و خوب ميدونی که منظورم تواضع و فروتنی و اين چرت و پرتها نيست

j

اون دو نوع دیالوگ رو دیدی؟ میدونی چرا برام مهمه ؟ برا اینکه آدمهای نوع دوم همیشه تو زندگی موفق تر از آدمهای نوع اول هستند ! میگی نه ؟ دور و برت رو نگاه کن ! من جوونتر که بودم با برادر و خواهر و بچه های فاميل شطرنج بازی ميکردم و هر روز تعداد برد و باختها رو به رخ هم ميکشيديم و نتيجه عذاب دهنده برا من اين بود که در مقابل آدمهای مشهور به خنگ و آی کيو پايين هميشه دو سه بازی عقب بودم ولی با بچه های معروف به تيز و باهوش هيچ مشکلی نداشتم و هميشه چند بازی جلو بودم !

j

و البته ما شطرنج امی ، آماتور و معمولی و عادی بوديم نه حرفه ای و استثنايی