-

صدايم در آن حجم خالی می پيچد - هيچ چيز وجود ندارد - تو می توانی مزه ی قهوه ی فرانسه را در ذهنت باز سازی کنی يا می توانی بدون حضور زن به اوج لذت برسی -  تو می توانی ... چون هيچ چيز حقيقی نيست -  هيچ چيز وجود ندارد ... که حقيقت داشته باشد - اه پسر حالم ديگر از بوی تعفن خودم بهم می خورد - انگار يادت رفته می خواستم خودکشی کنم - تا همين لحظه فکر می کردم مسير زندگی ام تغيير کرده است - ولی ... اين جريان ادامه داشت - من مرده بودم - و حالا از بوی تعفن خودم حالم بهم می خورد - می دانی بايد برای خودم گوری تصور کنم ..../

/ 6 نظر / 13 بازدید
n.majnoon

رياکار ترين انسان کسی که زندگی رو انکار می کنه و مرگ رو ستايش می کنه در حالی که همچنان زنده ست./

یاس

۱۰۰ گور هم که تصور کنی باز هم آن بو به مشام می رسد... حقيقت را هيچ وقت انکار نکن. وجود تو حقيقتيست انکار ناشدنی.

n.majnoon

رفيق پس از اين همه جان کَنش زدی تو خط ِ ماتريکس ۱ که./

شادي

حقيقت رو باور كن تا وجود داشته باشه . / از خوندن داستانهات لذت بردم . مهم ترين عاملش استفاده از جملات كوتاه و منقطع هستش كه متن رو زيبا ميكنه . / موفق باشي

م.صبا

در زندگانی رازی ست که جز با مرگ مکشوف نمی شود ...