قرار است دوباره دلمان بهانه ي هندوستان را بگيرد ؟
و توي اين خيال باطل ...مثل هميشه ... هي پارو بزند و بادبان بر كشد ؟ پارو بزند و پارو بزند و بادبان بر كشد  ...

-

نگاهش كن ... !

دوباره صابون مالانده -  برپا زده – سيخ – ايستاده است !

ارغواني شده از شرم بي مجادله اي كه دچارش است  ...

مبهوت ... بيچاره ... وا مانده ...

 

دلم براي دلم مي سوزد !

 

 

-

 

جلادي بي رحم حكم ران قبيله ي تازه ايست ...

پس حواست باشد ... و بدان ...

دزد هم كه نباشي ... دست بسته بدار  !

 

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
فقط به يک سوال پاسخ بده !

تو غمگينی یا تنهائی یا افسده ای یا دلشکسته ای یا هیچکدام ؟

م

من هيچ کس نيستم !

آقای گردو

جنون يک برایند منطقی است ، مثل نبوغ . چیزی هست که اگر «اينوری» باشد می شود جنون ، «آنوری» می شود نبوغ. جهت ها نسبی اند. اختراع آدمها. يعنی از هر ديدی خارج از ذهن آدميزاد ، جنون و نبوغ يکيست. فرقی نميکند کسی به تو نابغه بگويد يا ...خل!

آقای گردو

.. چطوری دومی ! اين چرت و پرتا چيه نوشتی نابغه!!؟