اين روزها آدم توی تک تک دقيقه ها می ميرد -
و دقيقه ها - نعش کش های بی غل غشی هستند  که
زير بار جنازه ای بد بو -
لهيده به جلو می خزند - هنوز .

-

مچاله شده - کند و پيوسته -
آدم خيال می کند -
حضور زمان توی گلوی روز -
انگار - اين روزها -
خشکيده است .

/ 3 نظر / 6 بازدید
'vn,

امشب اينجا انگار هيچ چيز وجود ندارد /

رهی

دریغا که اين روزها، شب ها زودتر به سر می رسند...

رهی

...و من شب را زندگی می کنم