غوکی فربه تنی - سبُک دهانی - ذغنی سخره گرفتُ  - به دل آب جهيدی /.
ناگاه زآسمان کلاغی - بر جانب آبی - بِرِسيدیُّ  - سر غوک را - در کسر زمانی ببريدی /.

 

*

 

 

چه می فهمی ؟ 

- تمام داستانهايمان اينگونه است ...
که بَد - بودش به دمی بوی نا گيرد و دود شود و برود به هوا ...

و هوا کجاست ؟
گويی هزار سالی ديگر هم که بيايد - لبريز نمی شود و عق هم نمی زند که بترکد ...

-

 

 

 

 

 


هوا -
کجـاست ؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


*
چشمهايت را دوخته ای به اين سطر های سپيد و مانده ای !
انتظار در تو قليان می کند -                                                                         و
 جانت را شايد برای شنيدن پاسخی می لرزاند ...

 

کجاست آيا که اينهمانی اضداد را اينگونه آبستنی ابدی ست ؟ و زائو درد خويش را در خود فرو خورده است ؟

 

 

 

 

صبر کن !

 


نه - اين نيست ...    به زمين بيانديش -
- چرخش گِرد دقيقه ها  - به پيچهايی که می پيچند و می روند فرو - و آن حرکت گرد - که چون گردابی - مسير را فرو می کشد و می رود تا ته مخروطی بی ته ...
و البته ...
زايش هزارگانه «بـــاور»ـی که پيشتر می راند و قدمش را به عقب ار دنبال کنی -
وحدت انگار - نور می شود و چشمهايت را کور می کند ...!

کور ....

مثل کرم - !

 

 


لـمـس کن ....

 

 

- حـــالا -  هـرچه را ...
که تو را حقيقت بلعيده است ...
 

/ 25 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حنا

سلام . فکر نميکنم منو بشناسيد ولی نوشته های شما رو ديدم . نوشته های جالبی داريد برای همين وقتی آدرس شما رو ديدم كنجكاو شدم و روی آن کليک کردم تا کارتون رو از نزديک ببينم . آرزو ميکنم که هر جا هستيد موفق باشيد .

الهه

؛ابله کسی ست که مدام اعتماد می کند - او را فريب می دهی - او اعتماد می کند - دوباره او را فريب می دهی - باز او اعتماد می کنی - باز فريبش می دهی و باز او اعتماد می کند - آن وقت می گوييم او يک ابله است ...- اعتماد او آنقدر ژرف و عميق است که هيچ چيز نمی تواند خدشه ای به آن وارد کند ...؛ این جملتو بارها و بارها خوندم!!!!!!!!!

الهه

تکليف اين اعتماد احمقانه چيه؟!؟

لیلا

آدم ابله خودش را نمی تواند خالی کند توی زباله دان که ها؟ شد بيست روز ...

atefeh

سلام راوی همه يه نوع راوين تو راوی اين حرفا من راوی انتظار گاهی انتظار درست است که شيرين است درست است که ولع فهميدن را افزون ميکند اما همين انتظار گاهش جان ادمی را ميگيرد گاهی او را در مرداب ساکن حقايق خاموش به زير ميکشد و کسی مرگ شقايق را نميفهمد و کسی ماهی پس مانده ز اب خودش را قبول نميکند شناوری که بر عکس جريان اب شنا ميکند گرچه مزحک اما نامش باقی ميماند شايد !! يا حق و يا علی.عاطفه!!

mahtab

سلام ببينم قصد نداری به روز کنی؟

gerdoo

يه چيزی کشف کردم خيلی مهمه ببین همه اتفاقها قبلا اتفاق می افتن مثل فاصله ای که نور طی ميکنه و به چشم ما ميرسه يعنی انفجاری که توی خورشيد الان ديده ميشه قبلا اتفاق افتاده يه همچين چيزی حالا من نميتونم مثل درست بزنم برا اينکه از يه اتفاقی که بعدها قرار بيافته من الان با خبر شدم بذار يه مثل ديگه بزنم ببين يه زن اول تو مخش هرزه ميشه بعد عملا هرز ميشه نه بازم نشد به اون سادگی هم نيست بايد يه جور ديگه بگمش

نسيم صبا

من هميشه اين جا پر از سه نقطه ميشوم ...و چند تا علامت سوال ...؟؟؟ولی اون جمله تعريف يه ابله رو بايد با خطی خوش بنويسم و جلوی چشمم بزارم تا يادم نره ..من يه ابله واقعی هستم :(