من از کاغذ  می ترسم ؛

 

توی جیب له شده ی من تکه روزنامه ای بود که دل گرفته ام را درست چند شب قبل با خودکار بیک آّبی بی دری رویش بالا آورده بودم  و حالا با چشم های بسته و وحشت تعلیق ، کسی دست می کند و انگار همه ی هستی ات را غارت می کند ...

 

خواندن دست خط تندی که توی تاریکی نوشته شده بود کمی زمان برد  و زمان یعنی تعلیق ، یعنی هیچی ، یعنی مرگ نه ، درست پیش از آن و امتداد کش وار هر ثانیه که می گذرد با قلب و ذهنی که یکریز فقط می دوند و هی می دوند و هی مسیر رفته را باز می دوند با صدای پرسشوار مهوع بازجو تمام می شود

 

-          چند وقت شعر سیاسی می گی پسرم ؟!

 

 

تعجب از زیر چشم بند بیرون می ریخت و من از دریچه ی کوتاهی که می بایست باز باشد تا نوشتن ممکن شود می دیدم که کاغذ خیس می شد و در تعجب می آغشت و من نگاه نمی کردم که پوزخند زدم این شعر سیاسیه !؟

 

-          آره دیگه ؛ توش چکمه داره ، لگد داره  ، باتوم داره ، سرع داره  ،  ... !

 

لبخند ماسیده ی پریده رنگی آسوده ظهور کرد و آرام که تکرار می کردم  صدایم محو می شد ...

-          این شعر سیاسیه ؟ نه .... این ؟ هه ... این کجاش سیاسیه ؟ ظلم داره ؟ ظلم جهانیه ! مختص شما نیس فقط ،  این شعر سیاسیه ؟ نوچ  نه ؛  این شعر سیاسی نیست ، این یه جور آرزوی مرگ بود برای من ...

 

و این پایان نبود ؛

 

پایان اینجا بود که وقتی در تماسی ناآشنا ، پدرم فهمیده شد که چیز نوشت های کره خرش حالا برچسب سیاسی هم گرفتند فکر کنم توی دلش ریسه رفت !  اما از اینکه نخواسته اند هنوز چیز نوشت هایم را برای مهمان های خوش آب و رنگی که می آیند تا زنده باد آزادی را کرخت و خرفت گونه فریاد بزنند  بخوانم باید خوشحال باشم !

همین که یک شبه که نه ولی چند ماهه می شوی صاحب به به و چه چه پفکی بس !!

 

حالا من از کاغذ می ترسم ؛ و هر چه سعی می کنم چهار پیچ شدنم را توی کلمات بخوابانم نمی شود ؛
شاید آشناییت یک حس محو و مه گرفته ی پنهانی باشد که توی چهره ها می شود آنرا لمس کرد ؛

و گاهی چقدر ترا به یاد می اندازند و تو که حالا منم چه سنگین شده است از این یاد ها  ؛

دلتنگ و احمقم  ؛  شب بخیر پیرمرد ... ؛,

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
دیوانه ای از قفس پرید

کاغذ توی واقعیت ترس نداره کاغذ خط خطی شده ای که توی کابوسهای بچگی ام هر شب مچاله میشد اما خیلی ترسناک بود

داریوش

سلام وبلاگ خوبی داری ...عالی من با عنوان تولد بی نظیر آپم ببینم نظرت درباره تولد چی؟؟؟ منتظرم داریوش[گل]