-=
صدايی مرا نمی خواند ...
زره پولادينی بسته ام  تا رنگ واژه های حقيقت - خردم نکند -
ورنه  نيست می شوم از رنگريز هزار نقش /.
چشم کور رنگ من -
در ختمخالی سپيد در سياه - 
چرکينه بسته است -
و - هيچ-
تنها کلامی ست که از قرنطينه ی واژگان ذهن بيرون تراوش می کند ;
که چون ذوالقرنينيست * ;
دارای دو شاخ به مثابه دو رنگ :
سياه - و سپيد ...

=-

تلنگری چون بختکی مرعوش -
از راه می رسد ...
مسلول می شوم از خلوت صدا -
تک سرفه های مانده در گلو -
چون جان آخر گوساله های مصر ...
از زنگ آهن تن پوش آهنی  مقطوع می شوند .../
باژگونه می شوم ...
من خيس خون قرمز خويش می شوم ./

 -------

- ذوالقرنين : از قرن Qaran ( به معنی شاخ ) گرفته شده است .
                  - لقبی که به کوروش کبير داده اند -
               قوچی دارای دو شاخ - يکی در غرب و ديگری در شرق .
                  به مفهوم پادشاه دو عالم شرق و غرب /.

 

-هومن ...

/ 6 نظر / 19 بازدید
j

هيچ و اين همه شکوه !؟

مسيح

سلام هومن عزيز! معلوم است كه مي‌شناسم‌ات دوست قديمي. به تازه نفسان مي‌ماني! سرافراز باشي.

j

کرمها وقتي دست از لوليدن ميکشند که لاشه تمام شود ، يا آنقدر بخورند که بالا بياورند / من هنوز آغوز را قورت نداده ام که به هضمش ساکت شوم و ارام بگيرم / اينها که ميبيني عربده هاي بد مستي از عرق سگي است که ارزان است و دست يافتني تر و بي هيچ تلاشي هضم ميشود ! (در ابتدای راه مانده - چون آغوز گرمی خواستن خواهی که تو را توانی فزاينده آکند)

j

چرا هر چی ايميل ميزنم برگشت ميخوره ؟

j

اين بار جنس حرفت فرق داشت با قبل ، عجیب بوی آسمان ميداد - پس خدا هنوز نمرده !

j

يانی ؟ دستان ؟ بيداد و آستان جانان ؟ پينک فلويد ؟‌ جنيفر ؟ نيلوفرانه ؟‌ آلکس ؟ چه خوشگل شدی امشب ؟ کيتارو ؟ نسيم وصل ؟ نی نوا ؟ ريکی مارتين ؟ بوی گندم ؟ بريتنی ؟ بارونو دوست دارم هنوز ؟ بزن بريم از اينجا ؟ من ميخوام به خونه خدا برم