- اينجا انفرادي ...

من با تمام امكانات اشخاص نيمه مرفه ... دردمندانه ... فقير وجود كسي هستم !

خو گرفته به عادت تند بي نيازي در آرامش ...

سيگار عمر من گيرانده نشده ... از انقضا گذشته است ...

و چهار ستون پنچر چهار چرخ بادي ام ... در باتلاق گرم بطالت ...  هيچ گاه دوباره رنگ يك مسير تازه  را تجربه نخواهد كرد ...

پس گاه اگر آمدي .. به ياد داشته باش ...

كه اين طبيعت وحشي ... انفرادي من است ...

انفرادي كسي كه به عادت تند بي نيازي در آرامش ... خو كرده است ...

/ 1 نظر / 6 بازدید
خرامان

در اين زندان انفرادی خيلی ها اسيرند و هرکس بر اين تصور که من از همه اسيرترم ،قرار است تا کی در اين چهارچوبٍ تنگ باشيم ؟ من بيخبر تر از تمام زندانيها! کاش گاهی برای هواخوری دور حلقه ای زير آسمان يکديگر را ملاقات می کرديم . :(