سی دی را عوض می کنم - رشته سيمهای مرتعشی صدا می دهند - و نت موسيقی - آرام آرام مرا در بر می گيرد -  سنگين - آرام - فضای اطراف را بر می گيرد - ...  --  دلم برای نوشتن می طپد - منتظر می مانم تا بيايد و من بنويسم - گويی موکلانم خامشند  - بگو ... با توام ... سلام می کند (!)‌ مسخره نيست ؟ مثل کسی که شهر می آيد سرش را از پنجره ی گردی بيرون می آورد و دستش را چون ابلهان تکان می دهد - سلام - سلام - ... احمق - چيزی برای نوشتن بگو - از گوسپندان سپيدت ميان توازن رنگ سبز - از اين بالا ...  پشت دريچه ای گرد ... شکم هواپيما -  يا نيلبک چوبی ات ...  شاهکارهايت هميشه پشت چراغ های قرمز حلول می کنند ؟  نمی دانی کک به تنبانم می اندازی ؟‌ نمی دانی ؟  نمی فهمی ؟‌ ...

ببخشيد امروز لال است =

تا بعد ...

=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=-==-=-=--==-=--

گريه کردن - گريستن - اشک ريختن -  هر چه سنگينتر می شوند بارهای سنگينت را ساده می کنند و همان اندازه دير به دير می آيند -  رستم گفت : نوشدارو بياوريد - نوشدارو ... فرياد زد .../  خنديدن - قهقه زدن ...  جاودانه ... هر چه انزال عميقتر شود دل مست تر می شود ... / 

=-=-=-=-=-=-=-=--==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

سيگار می کشی ؟ عينک آفتابی ات گرد نيست ؟‌ شلوارت چی ؟ پاره ؟ هوم ؟ نکند هميشه High ی ؟  شايد جيبی از وصله ها روی زانويت دوخته ای ؟‌ اگر لباست ماک دار نبود - با آن ماشين قراضه ات - و ته ريش کهنه ات که مثل چرک روی صورتت هر صبح می رويد و صورت نرم کسی را قرمز می کند - حتما می گفتم - متوهمی - (!)‌  نه از آن جهت که من اينم - که توهم درد و هنر و سفر چند ساعته ات وقتی خيره نگاه می کنی - به خويشتنت - مرا به خطا می انداخت ...  توهمی که انتها ندارد - که اگر دارد مرگ است - و مرگ حتی سکوتی می تواند باشد - سکوتی که فروشنده ای تنها آنرا می شکند - می دانی امروز هيچ چيز گران نشد - شير همان ۵۰۰ تومن بود ...  و هيچ کس ذوق نکرد ... /. راستی يادت باشد فکر کنی آن آوا چه بود که ظهر - صلات ظهر - وسط مرداد ماه پای آن گياه عجيب شنيدی ؟‌يا آن زن ... که پنجره در پنجره ی من افکنده است ..   /// ۲ سطر مانده تا تمام کنم - ۲ سطر - يکی برای من و يکی برای تو ... 

 

 

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
Monammii

اين اولين باره که بهت سر زدم.اا هر چی سرمو خاروندم هيچی از متنه سر در نياوردم.

شهره

سلام دوست خوبم يادت باشه يادم مي مونه منتظر اومدنت به بلاگم باشم . خوشگل مينويسی ها !

متوهم ...

هی با تو ام - با تو ... هی پسر خودت و به اون راه نزن - خوب معلومه - خودتم خوب می دونی منظورم کيه ؟‌الکی کد عکس و وارد نکن و فرتی بفرست - خوب گوش کن ببين چی می گم - يه سورپريز واست دارم - از دفه ی بعد - که توی پوک خواستی چيزی بنويسی - می بينی لينک کامنتينگ ديگه وجود نداره !!!‌جالب نيست ؟ نيست ؟‌ -!- باشه - حوصله ندارم برش دارم - کلی طول می کشه - ولی همين تهديد واست بد نبود ! مگه نه !!!!!!!!‌ هاه /.

روانپريش

با کی بودی ؟ خب ميره با يه اسم ديگه يا يه دستگاه ديگه دوباره مياد

روانپريش

خوبها ! همه سبک سرند و احمق مثلا وقتی برای توضيح رابطه ترس و خشونت يا شهوت و عصبيت ديالوگی از سکوت بره ها را مثال ميزنی سريعا سوال ميکند اسپايدرمن دو رو ديدی ؟ بعد تو برای دهمين بار ميفهمی کافی شاپ که جای فکر نيست ، بعدها هم ميفهمی که چرا بهترينهای خوبها زودتر از دستت میپريدند!